محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

996

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مهاجران بودند و بقيه از انصار بودند و هشت كس را كه نبودند از غنيمت سهم داد : سه تن از مهاجران ، عثمان بن عفان كه بر بالين دختر پيمبر مانده بود تا بمرد ، و طلحة ابن عبيد الله و سعيد بن زيد كه آنها را به جستجوى اخبار كاروان فرستاده بود . و پنج كس از انصار ، ابو لبابه بشير بن عبد المنذر كه او را در مدينه جانشين كرده بود و عاصم بن عدى عجلان كه او را به ناحيه مدينه گماشته بود و حارث بن حاطب كه از روحا وى را به سبب چيزى كه دربارهء بنى عمرو بن عوف شنيده بود سوى آنها فرستاد و حارث بن صمه و خوات بن جبير كه در روحا بيمار شده بودند . گويد : « مسلمانان هفتاد شتر و دو اسب داشتند يك اسب از آن مقداد بن عمرو بود و ديگرى از مرثد بن ابى مرثد بود . » ابو جعفر گويد : « به روز بدر پيمبر را با شمشير كشيده در تعقيب مشركان ديده بودند كه مىفرمود : جماعت منهزم شود و روى بگرداند . » گويد : « در جنگ بدر پيمبر ذو الفقار را كه از آن منبه بن حجاج بود به غنيمت گرفت و هم شتر ابو جهل غنيمت او شد كه تندرو بود و بر آن به غزا مىرفت و در تخم كشى به كار مىبرد . » ابو جعفر گويد : پس از بدر پيمبر در مدينه اقامت گرفت و چنان بود كه وقتى به مدينه هجرت كرده بود با يهودان پيمان صلح بسته بود كه كسى را بر ضد او كمك ندهند و اگر دشمنى به او حمله برد ياريش كنند و چون گروهى از مشركان قومش در بدر كشته شدند يهودان حسد بردند و گفتند : « محمد با كسانى رو به رو شد كه جنگ ندانستند اگر با ما رو به رو شود جنگى ببينند كه مانند جنگ ديگر كسان نباشد . » و در پيمان شكست آوردند .